ساكتي! اما گويا !
" انا هديناه السبيل اما شاكرا واما كفورا "
. مسافرم ! راه حق را تو مي داني
اما
نمي پرسم .
مسافرم ! در راه مانده ام .
منزلت را فراموش كرده ام
اوخواهد آمد وتورا اي بهار دل زنده خواهد كرد.
" اين المو مل لاحياء الكتاب وحدوده "
1- هيچ نبودم !" هل اتي علي الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا "
قر آن براي هدايت بشر آمد . ( انسان سازي _ آدم شدن ) . قوانين تكامل اما ثابت .
2- هدف تنها انتظام جامعه نيست .
3-اي بهار دل چه غريبانه در گوشه طاقچه خاك مي خوري وگاهي منت به سرت مي گذاريم و خاك روي جلدت را پاك مي كنيم .
4- برسر دو راهي مي مانيم استخاره مي كنيم ومنتي برسر قرآن ايات استخاره را مي خوانيم .
5- دلمون مي گيره يه تفال . دلمونو مي شكونن براي اروم شدن تازه فقط روي سينه مي ذاريم .
6- تومراسم ختم براي شادي روح تازه در گذشته
7- شبهاي جمعه براي شادي روح اموات ( ياسين – الرحمن ) همين
آيا قران براي همينها آمده است ؟ ايا قران را ... ؟
آيا قران نبايد زنده شود ؟

