از " او" عليه السلام پرسيد :
رمز خوشبختي شما چيست ؟
فرمودند: " من دروازه بان ذهن و دلم هستم "
بررسي ميشه ...
قبل ازاينكه به ذهن يا دل راه پيدا كنه
اگه لايق بود وارد ميشه
اگر نه ...
هرروز ازدروازه ذهن و دلت محافظت كن
يه وقت توپ ... داخلش نره
نفهمي از كجا خوردي
- امام علي (ع) : خدارحمت كند كسي را كه چون سخنان حكيمانه بشنود خوب فراگيرد .
- مراقب خويش دربرابر پروردگار باشد .
- همواره اغراض دنيايي را ازسر دور كند .
- باخواسته هاي دل مبارزه كند .
- آرزوهاي دروغين را طرد كند.
راه را مي ديد . حقيقت راه . جاده هاي درخشان . چراغ هاي پرفروغ وسوزان . نشانه هايي كه دربلند ترين جايگاه قرارداشتند. مي دانست كه همين راه راه سعادت است . مي دانست كه همين راه روشن ترين راههاست
مفصد همين راه كمال است .
اما نمي دانست !! درتعجب بود !! چرا اين راه سوت وكوراست . چرا !! تنها تعداد اندكي ازاين مسيرحركت مي كنند .
مي ترسيد نمي توانست حركت كند .
درهمان حال كتاب عشق راورق ميزد .وبه سخنان عشق ومهرباني گوش مي داد.
" اي مردم "
" درراه راست ازكمي روندگان آن نهراسيد . زيرا اكثريت مردم برگرد سفره اي جمع شده اند كه سيري آن كوتاه وگرسنگي آن طولاني است .
اي مردم
آن كس كه از راه آشكار برود به آب مي رسد .هركس ازراه راست منحرف شود سرگردان مي ماند .
آيا پس از روشن شدن راه حق جز گمراهي آشكار چيزديگري يافت خواهد شد؟ آياپس از بيان حق جز اشتباه كاري وجودخواهدداشت ؟
اگرچشم بينا داشته باشيد حقيقت رانشانتان داده اند . اگر هدايت مي طلبيد شمارا هدايت كردند .اگرگوش شنوا داريد حق را به گوشتان خواندند .
ازكناهان خود بترسيد . خالصانه گام برداريد. استقامت را مركب نجات خود قرار دهيد . درراه روشن هدايت قدم بگذاريد . وازراه روشن فاصله نگيريد .
از اوهدايت طلبيد چون راهنماي نزديك است . ازاوياري طلبيد كه توانا وپيروز است . به اوتوكل كنيد چون تنها باور كفايت كننده است . "
" آن كس را كه خدا هدايت كند گمراه نگردد . "
آنچه رابايد مي دانست ...
خدايا "جسمم" "روحم" "تمام وجودم " "همه هست ونيستم " ازتوست.
خدايا مي دانم كه تو ازهمه " انس گيرنده تري ".
اگر" تنهايي وغربت" به وحشتم اندازد ياد تو " آرامش دهنده تر" است .
دنيا سرمنزل " ناآرامي " هاست .
جايگاه " ديدار كردن ها وجدايي هاست ".
" چاره انديشي هاي آن ناتوان كننده است ".
پس خدايا خودت مرا به آرامش برسان .
جانم را به آنچه مايه " رستگاري " من است هدايت كن .
وكمك كن درمنزلگاه " امن " با " آرامش " قدم بگذارم .
" كه اين آرامش خقيقي وهميشگي است ".
سالها به دنبال کسی می گشتم که مرا یار شود درراهی
یاران می آمدندو می رفتند
به سرعت
لحظه ای به عقب همسفر خویش را جستجو نمی کردند
نمیدانم !
شاید ترس از گمراهی
وشاید هم سبقت
ومن جاماندم یکه وتنها حیران و سرگردان
ندا آمد بسم الله
باشادی به راه افتادم
چون همسفر خویش نه راهبان را یافتم

